محمد بن على ظهيرى سمرقندى
265
سندباد نامه ( فارسى )
ص 123 ( 1 ) ترجمه : و سومين بهتر است - احاديث مثنوى ، فروزانفر ، ص 71 ( 2 ) قرآن كريم ( 59 / 9 ) ترجمه : مهمان بر خود مىگزينند هرچند به طعام دلاسا ( و در اينجا به معنى آرزومند است ) و نيازمندند . ( 3 ) قرآن كريم ( 14 / 25 ) ترجمه : مىدهد اين درخت از خود بر خويش ، هرهنگامى به خواست خداوند خويش . ص 124 ( 1 ) قرآن كريم ( 12 / 21 ) ترجمه : [ و هركس را از ايشان رأيى بود در كار يوسف ] و الله غلبه كرد و خواست او در كار يوسف . ( 2 ) از متنبّى ( ديوان ، عكبرى ، ج 4 ، ص 161 ) ترجمه : پيوسته كم انصافى پيوند ميان مردان را مىگسلد ، اگرچه آنها با يكديگر خويشاوند باشند . ص 126 ( 1 ) از سيد حسن غزنوى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ص 273 ) ص 127 ( 1 ) از ابو اسحاق الصابى ( سندبادنامه ، آتش ، ص 417 ) . در بختيارنامه ( راحة الارواح ) ، صفا ، ص 25 نيز آمده است . همچنين در بختيارنامه ( لمعة السراج لحضرة التاج ) ، روشن ، ص 60 نيز آمده است . ترجمه : عروسى است كه بخت او را دوست دارد و در كنار او آرزوها برآورده مىشود . ماهى است كه با او زفاف كرده مىشود در وسط آسمان آن و خورشيدى است كه شاد و زيباست . دو ستاره سعدند كه نعمت جاودانه به آنها پيوسته است و در آن نعمت سايهها بر مردم كشيده شده است . هرگاه ستارگان سعد قران كنند پس به آن هنگام مصلحت آرزو كرده مىشود و حالها نيك مىگردند . ص 128 ( 1 ) از مقامات حريرى ( المقامة الدينارية ، صص 30 - 29 ) ترجمه : چون گرامى است [ زر ] زردى كه نيكوست زردى او ، برنده كنارههاى عالم از جا به جاى اندازد سفر او ( به اين سوى و آن سوى افكند ) . روايت كرده آوازهء او و معروفى او ، بدرستى كه به امانت نهادهاند سرّ توانگرى در شكنهاى پيشانى او و قرين است با روايى ( پيروزى ) كارها جنبيدن او و دوست كردهاند به خلق سپيدى روى او ( ترجمهء مقامات حريرى ، تصحيح على رواقى ، صص 19 - 18 ) ص 129 ( 1 ) ترجمه : همانا فراهم آمد دو لب او به خاطر حميت او ، پس گمان برده شد از شدت ترشرويى لب خنده زننده ( گمان كردند كه لبخند مىزند ) ( درّهء نادره ، شهيدى ، ص 605 ) در اغراض السياسه ، شعار ، ص 182 نيز آمده است . ص 130 ( 1 ) ترجمه : بدرستى كه زن سيراب ، اندكى آب در ظرف ريخت . ص 131 ( 1 ) ترجمه : گردن او همچون عاج تراشيده است كه دو چندان مىكند زيبايى او را